تبليغاتX
خودمونی - دلایل درست و نادرست ازدواج
مشاوره خانواده

 

پست های آموزشی اغلب از کتاب های مختلف و یا جزوات دانشگاهی برداشت شده است.

 

 

آدما به دلایل مختلف ازدواج می کنن و بعضی ها هم فکر می کنن چون همه ازدواج می کنن من هم باید این کار رو بکنم ، شما چه دلیل یا دلایلی برای ازدواج دارید ؟

 

 

دلایل درست  ازدواج :

 

1-     مصاحبت و همراهی ، یعنی در سفر زندگی شریک و همراهی داشته باشیم .

2-     عشق و صمیمیت ، محبت حقیقی هدیه ای است فوق العاده .

3-     شریک حمایت کننده ، ازدواج منبع مناسبی برای رشد افراد است .

4-     شریک جنسی ، ازدواج منبع مناسبی برای ارضاع میل جنسی است .

5-     والد شدن ، دلیل رایج دیگر برای ازدواج است .

 

 

دلایل نادرست ازدواج :

 

1-     شورش علیه  والدین ، تعارض با والدین یکی از دلایل ازدواج است .

2-     جستجوی استقلال ، جوانان کشش زیادی دارند که روی پای خودشان بایستند .

3-     التیام یک ارتباط شکست خورده ، کسی که در رابطه ای شکست خورده دنبال مرهم می گردد.

4-     فشار خانواده و اجتماع ، در خانواده عرف است که زود ازدواج کنند .

5-     ازدواج اجباری ، بعضی اوقات از زمان کودکی راجع به ازدواج دو نفر تصمیم می گیرند .

6-     نیاز جنسی ، اگر ازدواج فقط برای نیاز جنسی باشد مشکل آفرین است .

7-     دلایل اقتصادی ، نداشتن امنیت اقتصادی دلیل نادرست  دیگر برای ازدواج است این مسئله برای خانم ها بیشتر است .

8-     احساس گناه ، گاهی در یک رابطه با یک نفر احساس گناه می کنیم و به خاطر ترحم با او ازدواج می کنیم .

9-   تنهایی و استیصال ، همه ما گاهی در زندگی احساس تنهایی می کنیم ، ازدواج صرفا به دلیل تنهایی اشتباه است . تنهایی را طور دیگری باید پر کرد.

10- احساس کمبود و تهی بودن ، گاهی افراد هدفی در زندگی ندارند و نمی دانند از زندگی چه می خواهند . برای رفع احساس نارضایتی از زندگی ازدواج می کنند .( ازدواج یک رابطه درمانی نیست بلکه یک رابطه صمیمی است .    

 

برای هر مورد نادرست ازدواج چندین مراجع را ملاقات کرده ام و اکثرا با مشکلات عدیده ای روبرو بودند.

 

پ .ن :

 

یه مثال زتده از ازدواج ناموفق و دلایل نادرست برای اقدام به ازدواج که هنوز درگیر مشاوره اش هستم .

دختره متولد 71 سال اول دبیرستان وقتی می خواست کارنامه خرداد بگیره گفت احتمالا ادامه تحصیل نمی دم ، مادرش زن 38 ساله ای بود که با عروسک سازی و فروش عروسک ها مخارج خونواده 4 نفره شو تامین می کرد ، پدرش معتاد بود نه اهل کار کردن بود و نه دیگه رمقی برای کار کردن داشت ، مادر از دختر خواسته بود که به جای مدرسه رفتن خونه بمونه و عروسک درست کنه ، مادر رو خواستم مشخص شد مادربزرگ این دختر هم طلاق گرفته و خودش کار کرده و بچه ها رو بزرگ کرده . مادر داشت قصه زندگی مادربزرگ رو تکرار می کرد و در واقع ناخواسته برای دخترش هم همون قصه رو می نوشت . بعد از صحبت هایی که داشتیم قرار شد دختر به مدرسه برگرده و تنها راه نجاتش از این مصیبت فقط درس خوندنه ، مهرماه اومد و گفت می خوام نامزد کنم ، از دست بابام راحت شم ، خرج خونمون کمتر بشه ، بلاخره که باید ازدواج کنم اینا هم آدمای خوبی هستن ، براش از تبعات ازدواج زود هنگام و نداشتن آمادگی برای ازدواج گفتم ولی متاسفانه این تصمیم غلط رو اجرا کرد. پسره متولد 69 دانش آموز سال سوم دبیرستان ، این دختر رو توی مسجد در حال تزئین برای مناسبتی دیده بود و به پدرش گفته بود که من تا به حال گناه نکردم میخوام پاک بمونم پس این دختر رو برای من بگیرید اونا هم مجاب شده بودن و بلاخره بعد یک هفته عقد می کنن .

الان به دلیل دخالت های زیاد هر دو خانواده ، توقعات بچه گانه ، حرف های خاله زنکی و.... 2 ماهه  تصمیم به طلاق گرفتن ، هر دو خیلی افسرده شدن نمی دونن در برابر مشکلات چه عکس العملی باید داشته باشن ، خانواده ها هم نتونستن الگوی مناسبی برای زندگی ارائه بدن .

با پدر پسره صحبت کردم ، در نهایت بعد از چند بار جلسه مشاوره  کاملا به این نتیجه رسیدم که این طلاق بهتر از ادامشه ، و اینا باید بزرگ شن تا بفهمن زندگی یعنی چه .  

دلایل غلط این دو برای ازدواج رو میتونید بشمارید ؟ اصلا یه دلیل درست برای ازدواج داشتن؟        

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:58  توسط منیژه  |