تبليغاتX
خودمونی -


خودمونی

مشاوره خانواده

 هر چی فکر می کنم می بینم نه حسی هست و نه انگیزه ای برای نوشتن ، رخوت  رو دوست ندارم و از نا امیدی بیزارم ، نمی تونم احساسات و عواطف متضادم  رو با هم جمع کنم ، خوشحال از حرکت عظیم  مردم و غمگین با حلقه های پی در پی اشک در حسرت از دست دادن عزیزان هم وطن .

 

ندا یکی از عزیزان قربانیه

به این فکر می کنم که در بین طالبان حدیثی نقل میشه و همشون وفاداری خاصی به این حدیث دارن ( مطمئنم که حدیث نیست و اونا معتقدن که حدیثه ، احتمالا هم از پیامبره چرا که به امامان اعتقادی ندارن ) و اون اینه که فکر کردن حرامه  ، در حالی که ما بارها در قران دعوت شدیم به فکر کردن ، بعد پیش خودم می گم چند درصد از ضاربین ملت ایران به این حدیث اعتقاد قلبی و التزام عملی دارن ؟؟؟ !!!

 بی ربط : یکی از دانش آموزان سال اول که تکرار پایه هم داشته و در صورت مردودی باید به مدرسه ی بزرگسالان برای ادامه تحصیل می رفت به شدت به من علاقه مند شده بود و با هر بار دیدن من تقاضای شماره تلفن می کرد ، ترم اول 9 درس رو افتاد و من با اوضاع و احوالی که ازش سراغ  داشتم تقریبا مطمئن بودم که امسال هم مردود میشه ، بهش گفتم اگه کارنامه ی قبولی در خرداد یا شهریور رو به من نشون بدی همون جا شماره ام رو بهت می دم ، با کمال ناباوری زمان دادن کارنامه ها دیدم قبول خرداد با معدل 13 شده ، منم به قولم وفا کردم و شاکر از این که می تونم موثر باشم .

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388| ساعت 19| توسط منیژه| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست