خودمونی
مشاوره خانواده
یکی از بچه هاش افسرده ، مضطرب و دچار افت تحصیلی شدید شده ، بعد این که همسرش بهش خبر داده این بچه اوضاع خوبی نداره ، قبول کرده بیاد پیش من و در مورد بچه اش حرف بزنیم . روز اولی که قرار بود بیاد یک ساعت بعد زمان تعیین شده زنگ می زنه و می گه ببخشید من نتونستم بیام ، قرار رو برای فردا می ذاره باز 40 دقیقه دیر می کنه ! فرم اولیه رو که ازش می پرسم تا اطلاعاتی از خودش به من بده اولین دروغشو می گه . من می دونم تحصیلاتش حوزویه و پاش به دانشگاه نرسیده ، می گه فوق لیسانس ... . هیچ روحی تو چشماش نیست ، شنیده بودم ( نه از همسرش از دیگران ) که بسیار هیز و چشم ناپاکه و همچنین تنوع طلب . - من صرفا به خاطر بچه ام این جا هستم نه مشکلی که با همسرم دارم . - این که شما تست گرفتید و گفتید افسرده اس ، البته من قبول ندارم افسره اس ، من فکر می کنم مادرش شلوغ کرده ، این بچه انعکاس حرفای مادرش رو تو تست ها گفته . - این بچه فیلمه ، 11 ساله باهاش زندگی می کنم می دونم برای همه فیلم بازی می کنه . - .... از خودم ! بعد از کلی صحبت کردن که خیلی جاها هم دروغ می گفت ، به این نتیجه می رسه که ریشه مشکلات بچه به مشکلات خودش با همسرش برمی گرده و می گه : - این یه اصل تو زندگی منه ، من باید همسر دوم داشته باشم و همسر اولم باید قبول کنه ، می تونه قبول کنه و با من زندگی کنه می تونه قبول نکنه و بره ، اگه بره من باز همسر دوم می گیرم ( این چهارمین باریه که همسر موقت اختیار کرده ) ، اگه اون قبول کنه بچه ها هم قبول می کنن ، اگه قبول هم نکنه اتفاقیه که افتاده بالاخره بچه ها هم یه طوری میشن ، اصلا برن مستقل شن ، شما خانم ها چرا فکر می کنید نمیشه دو تا زن رو به یک اندازه دوست داشت ؟ شما پدرتونو دوست دارید ؟ - همسرتون دوست دارید ؟ - پس میشه دو تا مرد رو دوست داشت ؟ چون اینا مقوله های جدایی هستن . - نه مقوله ی همسر اول با مقوله ی همسر دوم جداست ، شما فکر می کنید که نمیشه هر دو رو دوست داشت ، میشه ، پس چرا پیامبر 9 تا همسر داشت ؟ .................. - خانم ..... سختیش قبول کردن همسر دومه ، اگه دومی رو قبول کنه سومی و چهارمی رو هم قبول می کنه !!!!!!

| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


