خودمونی
مشاوره خانواده
خراب کردن همیشه راحت تر از درست کردنه چون نیاز به فکر نداره ، به سرعت میشه خونه رو به هم ریخت ولی زمان می بره تا بخوای همه چیز رو سرجاش بذاری و مرتب کنی . این اصل توی زندگی هم وجود داره وقتی خراب کاری می کنی طول میکشه همه چیز درست بشه و گاهی اصلا درست نمیشه . دو سه ترمی بیشتر از دوران تحصیلش تو دانشگاه نگذشته و بالافاصله هم وارد بازار کار شده ، سن زیادی نداره ولی به نظر من داره حجم عظیمی از دردسرها رو تحمل می کنه . تا میشینه میگه من دو تا شخصیت دارم ، دیوونه شدم و کم آوردم ، از خودم بدم میاد دیگه نمی تونم نفس بکشم ، فکر می کنید بتونید به من کمک کنید ؟ شروع می کنه به صحبت کردن و گاه از شدت هق هق گریه متوجه کلامش نمیشم و می خوام این قسمت رو دوباره بگه . تو دوران نوجوانی عاشق یکی از پسرای فامیل بوده و اینو بعد 5 سال به پسره میگه پسره قبول می کنه پیشنهاد دوستی رو ولی به شرط ث . ک . س و شرط پذیرفته نمیشه ، ولی همیشه یه چیزی تو وجودش داد می زد ای احمق مگه چی میشه ، حالا تو رو می بوسید و ... بدبخت بیچاره از دست دادیش . این مسئله تجربه ای میشه برای این که دیگه حواسش رو جمع کنه و نذاره عشقش بپره . نیاز شدیدی به پول داره و محیط کار قبلیشو ترک کرده ، یکی از همکاری قدیمی سفارششو به محیط جدید می کنه و در واقع از دوستش که خیلی هم قابل اعتماده و در ضمن متاهل ، می خواد هوای این کارمند جدید رو داشته باشه اونم سعی می کنه همه جوره هوای این کارمند جدید رو داشته باشه !! - با وجود این که می دونستم متاهله ولی نمی تونستم در برابر این همه ابراز عشق و علاقه چشم هامو ببندم و گوشامو بگیرم ، کم کم به خودم می گفتم به من چه زنش عرضه نداره شوهرش رو جذب کنه ، این منو خیلی دوست داره و وقت و هزینه ی زیادی برام میذاره چرا من دوسش نداشته باشم ، در ضمن اینا همیشه در حال دعوا کردن با هم هستن و می خواد زنشو طلاق بده ، من اگه بی محلی کنم دق می کنه خدا رو خوش نمیاد و ...... - از طرف دیگه هم زمان فرد دیگه ای از همکارا پیشنهاد دوستی می ده و تا جا داره ابراز علاقه می کنه ، باز نمی تونه چشاشو ببنده و گوشاشو بگیره ، پس دوستی با این رو هم قبول می کنه ، با هر دو بیرون می ره ، س ک ث داره ، تلفنی حرف می زنه ، چت می کنه و .... مراقب هم هست هیچکدوم از دیگری مطلع نشن ، میگه با هر کدوم بیرون می رفتم یا حرف می زدم می شدم کسی که اون دوست داره ، به هیچی نه نگفتم ، نرو چشم ، نیا چشم ، بخور چشم ، بگو چشم ، بپوش چشم .... باید مراقب بودم موقعی که با یکیشون بودم اون یکی زنگ نزنه ، اصلا خودم نبودم ، نمی دونستم خودم چیم یا کیم ، فقط کسی بودم که اونا می خواستن . هر دو پیشنهاد ازدواج می دن یکی همراه بقیه ی دروغ هاش باز میگه می خواد زنشو طلاق بده و اون یکی با صداقتش پیشنهاد ازدواج می ده . پسره میاد پیش من تا ببینه چرا این دختر پیشنهاد ازدواجشو رد می کنه و چی کار باید بکنه تا اون راضی شه ، وقتی باهاش صحبت می کنم میگم چه دلایلی برای انتخابش داری ؟ میگه صداقتش ، نجابتش ، خانومیش ، فقط منو دوست داره منم بهش نیاز دارم .... وقتی دختره اینا رو میشنوه به من نگاه می کنه و اشک همه ی صورتش رو می پوشونه ، پسره می گه نمی دونم چرا فقط گریه می کنه و به من میگه نمی تونم باهات ازدواج کنم .... متاهله از پیشنهاد ازدواج همکارش به این خانم مطلع میشه و می ره بهش میگه می دونی داری کیو می گیری ؟ ......... اختلاف شدید والدین ، سردی رابطه ی دختر با پدر ، یادنگرفتن قاطعیت و نه گفتن در خانواده از اصلی ترین دلایل این اتفاق هاست . ( سعی می کنم روال گذشته ی وبلاگ رو ادامه بدم و همچنان به پیروزی اندیشه معتقدم ) به اعتقاد مشاوران خانواده ، راه دستیابی به ازدواجی موفق و یک زندگی خانوادگی سرشار از خوشبختی ، بسیار ساده و سرراست است : ( باید بدانی چه موقع معذرت خواهی کنی و هنگامی که همسرت کار مورد علاقه ات را انجام نداد به روی خودت نیاوری ). مانند بسیاری از سخنان موجز و نغز دیگر ، سادگی ظاهری این دستورالعمل ، فریبنده است . در حقیقت دانستن این که چه موقع ، چرا و چگونه از همسرتان معذرت خواهی کنید و نیز برخورداری از توانایی هایی چون شکیبایی، بردباری و مدارا کردن در هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارت های هیجانی پیشرفته و سطح بالایی چون همدلی، کنترل خود و درک عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد . نکته جالب توجه در مورد این مهارت ها این است که بدانیم این ها شباهت زیادی به اجزا یا ابعاد تشکیل دهنده ی سازه ی هوش هیجانی دارند . هوش هیجانی (EQ ) توسط مایر و سالووی این گونه تعریف شده است : « توانایی درک و فهم عواطف به منظور ارزیابی افکار و خلق و خو و تنظیم آن ها به گونه ای که موجب تعالی و رشد عقلانی-هیجانی گردد». در واقع این هم خوانی و تجانس آشکار بین انواع توانایی هایی که هوش هیجانی را می سازد و توانایی هایی که لازمه ی گفتگو و تعاملات موفقیت آمیز زناشویی می باشند. ما را به این موضوع رهنمون می سازد که هوش هیجانی در زمینه ازدواج موفق و زندگی زناشویی ، نقشی مهم و غیر قابل انکار دارد. حال سئوال این است که هوش هیجانی به چه طریقی می تواند زندگی زناشویی را تحت تأثیر خود قرار دهد ؟ و زوجین به چه نوع مهارت های هیجانی نیاز دارند تا به کمک آن ها بتوانند بر مشکلات روز افزون زندگی زناشویی خود و فراز و نشیب های آن فایق آیند ؟ هوش هیجانی چیست ؟ واژه ی جامع هوش هیجانی به سه دسته توانایی ذهنی اشاره دارد که یک دسته ی آن ، توانایی های بسیار اساسی است که دربرگیرنده ی ادراک و تشخیص عواطف خود و دیگران می باشد ، به عبارت دیگر، افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند می دانند که خود یا دیگران در یک لحظه خاص ،در چه نوع حالت هیجانی به سر می برند. بنابراین قادرندبه دقت عواطف گوناگون و متفاوتی چون خشم ، ترس ، احساس گناه و عشق را از هم تشخیص دهند. توانایی های هوش هیجانی بطور کلی عبارتند از: 1. توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران 2. توانایی استدلال کردن راجع به عواطف 3. توانایی اداره و تنظیم مؤثر عواطف این توانایی های سه گانه ، ظاهراً عوامل اساسی تشکیل دهنده ی یک زمینه ی غنی عاطفی برای داشتن یک زندگی زناشویی سعادتمندانه محسوب می شوند. ادراک هیجانی و روابط زوجین از سال 1995 تاکنون تحقیقات زیادی در زمینه ادراک عاطفی و روابط زناشویی صورت گرفته که نتایج آن به شرح زیر هستند : 1- ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه می باشد. 2- در ازدواج هایی که درآن ها زوجین با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند ، برانگیختگی های هیجانی زیادتری دیده می شود . به عبارت دیگر ، بیشتر تعارض ها و اختلافات بین زوجین به دلیل برانگیختگی های هیجانی صورت می گیرد. 3- افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند. مثلاً بعضی از زوج ها آشکارا نسبت به علائم هیجانی همسرشان بی توجه هستند و آنان را نادیده می گیرند یا آمادگی سوء تعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. مثلاً حالت غمناکی یا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می نمایند. 4- انسان ها دارای تفاوت های قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود می باشند. مثلاً برخی از زوج ها عادت دارند پیام های هیجانی مبهم و گیج کننده ای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم می خندند و هم اخم می کنند ). پژوهشگران دریافته اند که ارتباط با ثبات و معناداری بین تفاوت های فردی در توانایی ابراز دقیق و صحیح عواطف و تشخیص آن ها با شادی های زندگی و روابط زناشویی مطلوب وجود دارد. 5- زوج های خرسند در مقایسه با زوج هایی که رابطه ی زناشویی و هیجانی خوبی با هم ندارند، احساس هم دلی بیشتری به هم نشان می دهند ونسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می دهند. 6- زوج های ناراضی از زندگی زنا شویی در عکس العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل می کنند. 7- زنان بهتراز مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آن ها عمل می نمایند. برای مثال وقتی که یک زن پیام هیجانی مثبتی به شوهرش می دهد، احتمالاً از علائم غیر کلامی-بدنی ( مثل لبخند زدن ) و از یک لحن صمیمانه در هنگام سخن گفتن استفاده می نماید. از طرف دیگر، مردان تمایل به استفاده از پیام های مبهم و مختلط (ترکیبی) دارند. برای مثال هنگامی که مردی می خواهد پیام هیجانی مثبتی به همسرش بدهد، این پیام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهدید کننده ای چون حرکات ابرو یا چشم . 8- ناتوانی مردان در تشخیص و ابراز دقیق عواطف، علت مهم و اساسی ازدواج های ناموفق است. برای مثال در برانگیختگی های هیجانی بالا در طول کشمکش های زناشویی ( که از طریق اندازه گیری علائم فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب یا فشار خون مشخص می شود ) مردانی که از زندگی زناشویی خود راضی نمی باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمی از گوشه گیری یا انزوای هیجانی و بی عاطفگی از خود نشان می دهند، روان شناسان آن را «حصار سنگی» نامیده اند. 9- زوج های شاد و خوشبخت نسبت به زوج های ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخیص و دریافت عواطف، عملکرد بهتری از خود نشان می دهند. 10- برخی از مردان احساس می کنند که هم زمان از دو طرف مورد تهدید واقع می شوند : یکی از طرف موقعیت هایی که قادر به کنترل آن ها نمی باشند و یکی هم از طرف عواطف ناخوشایند و منفی، چون اضطراب و اندوه که بوسیله این موقعیت ها ایجاد می شوند. این مردان هنگامی که احساس آسیب پذیری وناتوانی می نمایند، عصبانی می شوند و مایل به تجربه حالت هایی هیجانی هستند تا از آن طریق احساس کنند قادر به کنترل موقعیت ها می باشند. 11- در زمینه زندگی زناشویی ، وضعیت فوق بدین معنی است که احتمالاً یک شوهر به تقاضای همسرش جهت استقلال بیشتر، با واکنش های خشم آلود به این نوع گستاخی پاسخ دهد تا واکنش های مضطربانه، و علت بروز چنین واکنشی احتمالاً ترس از دست دادن همسر است. این خشم و عصبانیت ممکن است منجر به رفتارهای تخریبی شود که با جنگ و دعواهای خانوادگی و ضرب و شتم های جسمی و خشونت آمیز همراه است. 12- در تعامل های پر از تنش و تعارض زندگی زناشویی، حتی شوهرانی که بسیار مقاوم و شکیبا می باشند، احساس درهم شکسته شدن می نمایند و در مقابل علائم جسمانی و منفی شدیدی ( چون انقباضات و دردهای معدی، افزایش ضربان قلب، تعریق کف دست، سردرد و... ) که آنان را تهدید می کند، احساس ناتوانی، اضطراب و دستپاچگی می نمایند. در چنین شرایطی، مردان ممکن است به صورت خودکار و غیر ارادی دچار خشم شوند. روی هم رفته و بر اساس یافته های مطالعات انجام شده بر روی تعامل های زندگی زناشویی، فرض می شود که اگر زوجین از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتی واضح و آشکار به یکدیگر اطلاع دهند و ابراز نمایند، زندگی بهتری خواهند داشت. برای این کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پیامدهای عواطفشان بر زندگی زناشویی شان آگاه گردند. هر چی فکر می کنم می بینم نه حسی هست و نه انگیزه ای برای نوشتن ، رخوت رو دوست ندارم و از نا امیدی بیزارم ، نمی تونم احساسات و عواطف متضادم رو با هم جمع کنم ، خوشحال از حرکت عظیم مردم و غمگین با حلقه های پی در پی اشک در حسرت از دست دادن عزیزان هم وطن . ندا یکی از عزیزان قربانیه به این فکر می کنم که در بین طالبان حدیثی نقل میشه و همشون وفاداری خاصی به این حدیث دارن ( مطمئنم که حدیث نیست و اونا معتقدن که حدیثه ، احتمالا هم از پیامبره چرا که به امامان اعتقادی ندارن ) و اون اینه که فکر کردن حرامه ، در حالی که ما بارها در قران دعوت شدیم به فکر کردن ، بعد پیش خودم می گم چند درصد از ضاربین ملت ایران به این حدیث اعتقاد قلبی و التزام عملی دارن ؟؟؟ !!! بی ربط : یکی از دانش آموزان سال اول که تکرار پایه هم داشته و در صورت مردودی باید به مدرسه ی بزرگسالان برای ادامه تحصیل می رفت به شدت به من علاقه مند شده بود و با هر بار دیدن من تقاضای شماره تلفن می کرد ، ترم اول 9 درس رو افتاد و من با اوضاع و احوالی که ازش سراغ داشتم تقریبا مطمئن بودم که امسال هم مردود میشه ، بهش گفتم اگه کارنامه ی قبولی در خرداد یا شهریور رو به من نشون بدی همون جا شماره ام رو بهت می دم ، با کمال ناباوری زمان دادن کارنامه ها دیدم قبول خرداد با معدل 13 شده ، منم به قولم وفا کردم و شاکر از این که می تونم موثر باشم . 


| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


