خودمونی
مشاوره خانواده
اندکی صبر سحر نزدیک است چیزی ننوشتم که پی نوشتی براش بذارم فقط خواستم بگم کتاب قلعه ی حیوانات رو خیلی دوست دارم بخصوص اونجا که میگه همه با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند ، بعضی ها مجوز ندارند و می روند بعضی هابرایشان مجوزو تشویق نامه صادر می شود که بروند ، همه با هم برابرند ! قرار شد برای بازبینی 5درصد اوراق به حوزه های تصحیح امتحانات نهایی بریم . یکی از همکاری مرد هم همراهمه ، سوار ماشین که می شیم کمی از تجربیات بازبینی اوراق میگه و این که با مسئول منطقه ای درگیر شده و کار به بازرسی کل کشیده ، میگه : من در کار با کسی شوخی ندارم ، حتی اگه خواهر برادرام باشن ، کار جدیه ، ما دولت کار هستیم ، دیشب تا دیر وقت مشغول تبلیغات بودم ، مطمئنم که رای میاره ، مخصوصا بعد مناظره همه ی رای ها به نفعش برگشت ، راستی شما به کی رای می دید ؟ میگم هنوز نمی دونم منتظرم مناظره ها تموم بشه بعد تصمیم می گیرم هر کی اصلح تر باشه رای می دم . وارد هر اداره ای میشیم بعد یکی دو دقیقه نشستن بالافاصله می پرسه جو انتخابات تو این منطقه چطوره ؟ اونا هم با شور بسیار می گن خوب معلوم خادم ملت ! اونا هم معتقدن بعد مناظره رای به سمت انتخاب خودشون سرازیر شده ، بعد میگه خانم ..... هنوز رایش معلوم نیست . وارد حوزه ی تصحیح میشیم ، هیچ کدوم از افراد رو نمیشناسیم می بینم با شوخی میگه : در سلامتی کامل به سر می برید ... پیش خودم میگم تو کار شوخی نداریم حتی با خواهر برادرا ! از دزدی و غارت تو کشور میگه و این که کسی جرات بیانش رو نداشته ، از این که این دولت به فکر مردمه و باید همه چشماشونو بازکنن تا خدمات دولت کار رو ببینن ! موقع برگشت می خوام خداحافظی کنم میگه بالاخره رای شما کی شد ؟ میگم هر کی اصلح تر باشه میگه من این حرفا حالیم نمیشه باید انتخاب ما باشه . مناظره ها رو که می بینم مصمم تر میشم رای ندم ، اصلحی وجود نداره ، میرحسین کاری نکرده ، مردم ما قانع بودن و با هر نداری ساختن وگرنه کار اقتصادی نکرد ، تو همون دوره اگه کسی رژ داشت تیغ رو لبش رو احساس می کرد ، بقیه نامزدها هم همینطور . از مردم و جوونا مایه نذارید ، چقدر پا رو دوش ملت می ذارید بعد از بالا رفتن با همون پا مردم رو می زنید ؟ بدبختی ما اینه یه تلویزیون آزاد نداریم که وابسته به دولت نباشه تا بتونه پنهان کاری ها رو آشکار کنه ، احزاب فعالیت آزاد ندارن ، روزنامه ها آزاد نیستن ، اگه دو تاشو بگن 200 تاشو حق ندارن بگن . متاسفانه مردم ثروتمند ما همچنان باید فقیر بمانند ، هزینه هایی که برای تبلیغات میشه باز از جیب مردم به جیب آقایون برمی گرده . برای تو نگرانم میاد روزی که مسئولین ما همچون نماینده های مجلس انگلیس که به فساد مالی متهم شدن یکی یکی استعفا بدن ؟ بعید می دونم مردونگی رئیس جمهور پیشین کره ی جنوبی که خودکشی کرد رو داشته باشن . بعدن نوشتم : امروز مدرسه بودم و بچه ها در مورد این که به کی رای بدیم می پرسیدن ، البته خودشون که نمی تونن رای بدن ولی برای خانواده هاشون می پرسن ، راستش نتونستم بگم رای ندید ، علی رغم میلم گفتم باز موسوی از همشون بهتره . این عکس عزیز منه که مدت هاس داره زحمت می کشه . امیدوارم زحمات همشون نتیجه بده . یکی از بچه هاش افسرده ، مضطرب و دچار افت تحصیلی شدید شده ، بعد این که همسرش بهش خبر داده این بچه اوضاع خوبی نداره ، قبول کرده بیاد پیش من و در مورد بچه اش حرف بزنیم . روز اولی که قرار بود بیاد یک ساعت بعد زمان تعیین شده زنگ می زنه و می گه ببخشید من نتونستم بیام ، قرار رو برای فردا می ذاره باز 40 دقیقه دیر می کنه ! فرم اولیه رو که ازش می پرسم تا اطلاعاتی از خودش به من بده اولین دروغشو می گه . من می دونم تحصیلاتش حوزویه و پاش به دانشگاه نرسیده ، می گه فوق لیسانس ... . هیچ روحی تو چشماش نیست ، شنیده بودم ( نه از همسرش از دیگران ) که بسیار هیز و چشم ناپاکه و همچنین تنوع طلب . - من صرفا به خاطر بچه ام این جا هستم نه مشکلی که با همسرم دارم . - این که شما تست گرفتید و گفتید افسرده اس ، البته من قبول ندارم افسره اس ، من فکر می کنم مادرش شلوغ کرده ، این بچه انعکاس حرفای مادرش رو تو تست ها گفته . - این بچه فیلمه ، 11 ساله باهاش زندگی می کنم می دونم برای همه فیلم بازی می کنه . - .... از خودم ! بعد از کلی صحبت کردن که خیلی جاها هم دروغ می گفت ، به این نتیجه می رسه که ریشه مشکلات بچه به مشکلات خودش با همسرش برمی گرده و می گه : - این یه اصل تو زندگی منه ، من باید همسر دوم داشته باشم و همسر اولم باید قبول کنه ، می تونه قبول کنه و با من زندگی کنه می تونه قبول نکنه و بره ، اگه بره من باز همسر دوم می گیرم ( این چهارمین باریه که همسر موقت اختیار کرده ) ، اگه اون قبول کنه بچه ها هم قبول می کنن ، اگه قبول هم نکنه اتفاقیه که افتاده بالاخره بچه ها هم یه طوری میشن ، اصلا برن مستقل شن ، شما خانم ها چرا فکر می کنید نمیشه دو تا زن رو به یک اندازه دوست داشت ؟ شما پدرتونو دوست دارید ؟ - همسرتون دوست دارید ؟ - پس میشه دو تا مرد رو دوست داشت ؟ چون اینا مقوله های جدایی هستن . - نه مقوله ی همسر اول با مقوله ی همسر دوم جداست ، شما فکر می کنید که نمیشه هر دو رو دوست داشت ، میشه ، پس چرا پیامبر 9 تا همسر داشت ؟ .................. - خانم ..... سختیش قبول کردن همسر دومه ، اگه دومی رو قبول کنه سومی و چهارمی رو هم قبول می کنه !!!!!! خیلی سخته خودت نیاز داشته باشی که سرت رو بذاری رو شونه ی کسی و براش حرف بزنی ولی مجبور باشی کس دیگه ای رو بغل کرده ، اشکاشو پاک کنی . دلم یه خواب عمیق می خواد از اونایی که وقتی بیدار میشی تموم خستگی هات پر کشیدن . پ . ن : یه موقع هایی می گم به کروبی رای بدم ، ۴ سال با احمدی نژاد و کاراش حرص خوردیم ۴ سال با کروبی و شیرین کاری هاش بخندیم .




| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


