خودمونی
مشاوره خانواده
اولین نکته ای که می خوام بهش اشاره کنم اینه که دخترها و پسرها دو جنس مخالف نیستند بلکه دو جنس متفاوتند، اگر مخالف هم بودیم پس این همه کشش و جاذبه و خواستن چه معنایی داره ؟ متاسفانه تو اکثر مقاله ها و سخنرانی ها این دو جنس رو مخالف می نامند که به نظر من کاملا غلطه . انسان، هرگز بیارتباط با دیگران زندگی نکرده ، اگر چه در سطح و نوع ارتباطها تنوع وجود داره ، ولی ارتباطات انسانی، هیچوقت قطع نشده ، چرا که برای آدمی، ارتباط با همنوع یک ضرورته. نوع و کیفیت ارتباط رو ، اهداف و اغراض ما تعیین میکنن. همچنین ، انسان در طول رشد خودش ، براي بقا و پيشرفتش، محتاج ارتباط با ديگرانه كه بين اين امر با سلامت جسمی و روانی رابطه اي نزديك وجود داره. آن چه در ارتباط با جنس متفاوت مبادله میشه، محبت و عشقه ، ولی محبتی متفاوت از محبت یه همجنس ، به همین دلیل سراغ جنس متفاوت میریم ؛ پس محبت از نوع جنسیتی است و اگر پیام آرامش، سکون و... مبادله میشه ، رنگ جنسیتی - نه جنسی – می گیره . نياز به ارتباط با جنس متفاوت پس از بلوغ دیده میشه و تقریبا شروع توجه به جنس متفاوت وشناخت اونه ، بیشترین میزان افت تحصیلی رو همین زمان می بینم ( اول راهنمایی و اول دبیرستان بیشترین مردودی رو داره که عمده ترین علتش همینه ) . نیاز به جنس متفاوت و کسب آرامش از اون تا پایان زندگی با درجاتی متفاوت برای زن و مرد وجود داره و هر گاه انسان احساس خلاء و نیاز کنه به دنبال کسب آرامش حاصل از حضور جنس متفاوت حرکت می کنه . هرچند نیاز به ارتباط با جنس متفاوت یه نیاز زیستی و طبیعیه ولی با فرهنگ و عرف و شرع ما اگر خارج از چارچوب ازدواج باشه مغایرت داره و عاملین به این عمل مورد نکوهش و طرد جامعه قرار می گیرن . هنوز پدرها و برادرها مراقب دخترها و خواهرهاشون هستن ، هنوز غیرت مردونه تو جامعه ی ما خریدار داره ، هنوز ما خیلی از کارها و رفتار ها رو برای پسرهامون بیشتر از دخترهامون توجیه پذیر می دونیم و ... با توجه به این که ما در ایران زندگی می کنیم و همچنین کشور ما در حال گذر هست در واقع نه سنتی کامل که اثری از ارتباط دختر پسر دیده نشه و نه مدرنه که مثل کشورهای اروپایی و امریکایی یه ارتباط پیش پا افتاده و معمولی باشه باید اطلاعات و آگاهیمون رو بالا ببریم ، درک بهتری داشته باشیم و با دید باز تری به مسئله نگاه کنیم تا بتونیم این مرحله از زندگی رو بهتر سپری کنیم . 1- اصولا پسرها در این ارتباط کمتر به ازدواج فکر می کنن در حالی که این قضیه برای دختر ها برعکسه ، پس در ارتباط مشخص کنیم هدفمون چیه ، از این ارتباط چی می خواهیم و چقدر باید از عاطفه هزینه کرد تا بعدا افسوس نخوریم . 2- نباید این ارتباط تمام ذهن فرد رو به خودش مشغول کنه و در واقع نباید در کارکردهای مختلف فرد اختلال بوجود بیاد ( تحصیل ، کار ، ارتباط با دوستان و خانواده و ... ) . 3- سعی کنیم این ارتباط رو تو سنین نوجوانی که اوج حماقت های هر فردی می تونه باشه با نظارت کسی که بهش اعتماد داریم کنترل کنیم ( مواردی بوده که دختر پسر نوجوان برای با هم بودن دست به قتل هم زدن ) . 4- با توجه به فرهنگ خانواده و مکانی که توش زندگی می کنیم حساب شده عمل کنیم تا کمتر با مشکل برخورد کنیم . 5- یاد بگیرم و نگاهمون رو عوض کنیم تا بین آن چه که یک دختر انجام می ده با آن چه که یک پسر انجام می ده تفاوت نذاریم .کار کسی رو توجیه کنیم و اون یکی رو به صلیب بکشیم . 6- تو ارتباط میشه بعضی از مهارت های زندگی رو یاد گرفت ، میشه خودت رو بهتر بشناسی و عملکردت رو تو موقعیت های مختلف ببینی پس در ارتباطهامون صادق باشیم ، برای هم فیلم بازی نکنیم . 7- وقتی ارتباطی به هر دلیل قطع شد دائم العزا نباشیم ، برای ارتباطمون سوگواری کرده بعد دفنش کنیم و به سرعت فراموشش کنیم . برای این فراموش کردن نیاز به جایگزین مناسبی برای پر کرده اوقات داریم. 8- تا نتونستیم خودمون رو از ارتباط قبلی جدا کنیم نباید ارتباط جدیدی رو شروع کنیم . 9- اطلاعاتمون رو در مورد روح و روان جنس متفاوت بالا ببریم همون جور که در مورد جسم و فیزیکش بالا می بریم . 10- اجازه ندیم وابستگی عاطفی مانع قضاوت صحیح ما بشه . و ......... وقتی به هرم نیاز های مزلو نگاه می کنی می بینی یکی از مهمترین نیازهای انسان ، نیاز به تعلقه ، نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن . مراقب رفتار و حرف هامون باشیم تا این نیاز به تنفر تبدیل نشه . سال 88 رو با بحرانی شروع کردم ولی اعتقاد دارم لطف خدا نسبت به خانواده ی ما بی حد و حصر بود که عزیزی رو از دست ندادیم و خداوند مهربان عمر دوباره به عزیز ما داد . خدایا تا ابد سپاسگزارم . می خوام در سال جدید در مورد قرص های اکستازی و انواع مواد مخدر و عملکردشون روی جسم و روح انسان بنویسم ، پدیده ی شومی که هر کدوم ما کم و بیش در اطرافمون باهاش برخورد می کنیم. روستایی رو در اطراف تهران میشناسم که چهار سال با مردمش ارتباط داشتم و کار مشاوره انجام می دادم ، می تونم به جرات بگم بیش از 90 درصد افرادش به نوعی درگیر و یا قربانی مواد مخدر هستن ، اتفاق های زیادی رو شاهد بودم که سعی می کنم طی صحبت از مواد مخدر ، ماجراهایی رو هم تعریف کنم . اگه شما هم پیشنهادی دارید بگید ، در صورتی که اطلاعات و علمش رو داشتم حتما می نویسم . پ . ن : مریم جان ابتدا جواب تو رو که در مورد ارتباط دختر و پسر پرسیده بودی می دم بعد به پست های بعدی می پردازم. 

| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


