|
|
|
|
|
نمی دونم میشه به اصل تناسخ اعتقادی داشت یانه؟ شاید بهتر باشه نقد رو بچسبیم چون تکلیف نسیه معلوم نیست. منظورم اینه که ما یک بار این دنیا رو تجربه می کنیم و فرصتی نداریم که همه چیز رو خودمون تجربه کنیم بعد بفهمیم که اشتباه کردیم و دیگه تکرار نکنیم . اگه کمی باهوش باشیم می تونیم تجربه ی دیگران رو چراغ راه خودمون کنیم. من دو تا هدف از نوشتن این پست و احتمالا چند تا پست دیگه بعد از این دارم . 1- بتونم به تجربه خودم و دیگران اضافه کنم و کمتر اشتباه کنم 2- یادداشت کوچکی از صحبت های مفصلم با مراجع ها داشته باشم که یادم باشه چی بودن ، شاید بعدها کتابش کردم. زن و شوهری هر دو کارمند اومده بودن دفتر . خانم بسیار شاکی از شوهرش که با خانم دیگه ای طرح دوستی ریخته و آدرسشون رو هم یاد گرفته که شاید بعدا لازم بشه یه سری بهش بزنه ( همه ی این گزارش ها رو دختر کوچولویی که بابا ماموریت بردن و گرفتن از مهد کودک رو داره به مامان داده ) ، مسائل مختلفی رو مطرح کردن چند جلسه ای با هر دو و جلساتی رو به تنها یی با هر کدومشون داشتم . نکته ای که به عنوان کسب تجربه می خوام بگم اینه که یکی از شکایت های خانم این بود که این آقا چرا برای چند دقیقه قبل از اومدن مربی و تحویل گرفتن دختر شون ، بچه رو به این خانم سپرده . گفت : من بچه ام رو به برادرمم نمی سپارم حالا این آقا به غریبه اعتماد می کنه . این خانم به شدت از این موضوع کوچیک آشفته شده بود و این مشخصه یک تجربه دردناک بود . وقتی با خانم جلسه ای بدون حضور همسرش داشتم از کودکیش پرسیدم و اینکه خاطره دردناکی از اون زمان داره که اذیتش بکنه و به طور مشخص اینکه در کودکی مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته ؟ پاسخ مثبت بود . دربچگی با سه تجاوز از طرف نزدیکان رو برو بوده و می گفت حالا که مادرش فوت کرده کم کم خودشو راضی کرده که ببخشتش چون بی توجهی اون و بدتر از همه تحقیرهای پس از آشکار شدن این مسئله باعث بدبختی هاش شده. در این سال های کارم به عنوان مشاور مدرسه ، حتی یک سال یا یک مدرسه نبوده که من چنین کیسی رو نداشته باشم . ضربه ناشی از این مسئله جبران ناپذیره و برای چنین شخصی مشکلات زیادی رو در آینده و در زندگی شخصی میشه پیش بینی کرد. نمی گم به همه بی اعتماد باشید ولی هیچ لزومی هم نداره به همه حتی نزدیکانتون کاملا اعتماد کنید متاسفانه این مسئله تو همه ی کشورها هست و به خاطر حیثیتی بودن خیلی بیشتر از چیزیه که توی آمارها اعلام می کنن ، با کمی دقت وحواس جمع بودن و دادن آموزش مناطق ممنوع به بچه و اینکه بلافاصله با مواجه شدن با چنین مسئله ای بدون ترس به والدین اطلاع بده، میشه از این مسائل جلو گیری کرد. در پست بعدی در مورد دختر 19 ساله ای که از 8 سالگی جنین تجربه ای رو داشته و الان یک ... می نویسم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 16:29 توسط منیژه
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز مراجعی 29 ساله با تحصیلات چهارم نهضت داشتم که شوهر تزریقی داره ، خدمتگزار شرکتی مدرسه ست . با ماهی 40 هزار کار می کنه 60هزار اجاره خونه می ده . سه ماهه حقوق نگرفته (افتضاح ترین سال مالی آموزش و پرورشه) شوهرش مجبورش می کنه هزینه اعتیادش رو بده ، صیغه 99 ساله است ، پسر 9 ساله داره و12 ساله ازدواج کرده و از اول ازدواجش این مشکل رو داره ، چند بار برای طلاق اقدام کرده ولی وسطش پشیمون شده و ادامه نداده ، می گفت بعضی روزها برای سیر کردن پسرش پیاز رو سرخ می کنه و لای نون می گذاره ، مجبوره هزار تومنی رو توی سه روز خرج کنه !!!!. از اینکه نمی تونست تصمیم بگیره کلافه بود ، برای اولین بار به کسی قاطعانه گفتم طلاق بگیره و خودشو و پسرش رو نجات بده ( ما هیچ وقت مستقیم نمی گیم کدوم تصمیم رو بگیره و تصمیم باید به عهده مراجع باشه ) از خودم خجالت کشیدم که راحت هر چی بخوام میخورم و یه بچه 9 ساله باید پیاز داغ شام و ناهارش باشه ، از طرف دیگه هم عصبی بودم که چرا به یکی مستقیم گفتم طلاق بگیره . امروز دوباره اومده بود می گفت برای اولین بار شب رو راحت خوابیدم چرا که تصمیم رو گرفتم ، خودم و پسرم رو نجات می دم .شاید آینده روزهای بهتری رو برام در نظر بگیره . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 23:5 توسط منیژه
|
|
||